همیشه تو فانتزیام این بود که مدال میارم یه تریبون میدن بهم. منم موقع صحبت میگم جا داره از آقای افشار و آقای غلامی و فلانی و فلانی هم بابت زحمتاشون تشکر کنم. :))

اما ظاهرا قسمت بود بریم کنکور بدیم بشیم رتبه n رقمی. حالا n اش اول باشه مرکب باشه یا هیچکدوم(!)

شاید وضع کنکورم بهتر بشه. وضع دانشگاهم بهتر بشه. وضع همه بهتر بشه. اصن وضع کبوترا هم بهتر بشه مجبور نشن برن لونه همدیگه... :)

شاید من و کنکور و رتبه 1 همرس باشیم... :)

شاید دانشگاه شاگرد "اول" شدم، شایدم "مرکب"، شایدم بی نهایت (!) شدیم.
به هر حال یه دوره از زندگیمون تموم شد.
حرص خوردنا از هندسه تموم شد.
مغرور شدن به نظریه تموم شد.
حال کردن با ترکیبیات تموم شد.
تحمل کردن جبر تموم شد.
و جالب تر از همه فرار از گراف هم تموم شد (دارم میرم چهارم :)).
یه سبک زندگی تموم شد.
یه هدف تموم شد.
ته همه این تموما نقطه گذاشتم ولی زندگی تموم نشده...

ریاضی هست اگر و فقط اگر زندگی باشه ...


برچست ها : ,,,,